حکایت نوروز دگر
حکایت نوروز دگر

دگر بهاری رسیده است و نوروز را پیام دهد و به رسم نیکان هفت سین را گرد هم آورم . بر سر بساط هفت سین نخست شاهنامه را آورم .و دگر بار قصه هزار ساله فردوسی بزرگ را می خوانم به نوروز نو شاه گیتی فروز بر آن تخت بنشست فیروز روز بزرگان بشادی بیاراستند […]

دگر بهاری رسیده است و نوروز را پیام دهد و به رسم نیکان هفت سین را گرد هم آورم . بر سر بساط هفت سین نخست شاهنامه را آورم .و دگر بار قصه هزار ساله فردوسی بزرگ را می خوانم
به نوروز نو شاه گیتی فروز
بر آن تخت بنشست فیروز روز
بزرگان بشادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بما ماند از آن خسروان یادگار
سپس نوبت به حافظ ناشنیده پند می رسد و از زبان او می سخن را می نوشم و مست شوم و چنین آوا را ز زبانش می خوانم
ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
به جستجوی دگر ” سین ” ها می روم . سیب را به نشان سلامتی و سیر را به نشان فروتنی و قناعت و سرکه که رضایت را معرفی کند و سماق که از صبر می گوید و گلدان سبز را به نشان شادابی بر سر سفره می گذارم . هفت سینم تبدیل به پنج سین شده است . نوروز امسال جای گشت و گذار در بازار نیست . شهر خاموش تا عفریت مرگ را دلاوران سپید پوش شکست دهند و ما باید پند استاد عباس یمینی شریف را دوباره گوش کنیم
دست به دست هم دهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آباد
یار و غم‌خوار همدگر باشیم
تا بمانیم خرم و آزاد
و چنین است که در این بهار به جستجوی دو “سین ” دیگر می روم . به وقایع این روزها می نگرم . به خشمی که روزگار به ارزانی داشته است و به قدری که به زندگی نمی دادیم و به یاد پند مادر بزرگ می افتم
” دم غنیمت است ”
براستی دم غنیمت است این روزها که در هردم می تواند بیماری و یا مرگ روزگار را به اتمام رساند . دم غنیمت است این پیامی ز بیماری است و برای کسانی که پس از آن می مانند و باید برای همیشه بدانند زندگی قدر دارد و بدیهی نیست وهمان حکایت سهراب است
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست.
و من ساعت را انتخاب کردم به امید پیامی که دهد و یادمان آورد که دم را غنیمت شماریم . چه بی کران بوسه ها و لمس دستها و خوردن یک چای بی دغدغه در گوشه پارک .. را فدای دویدن هیچ کردیم از یاد بردیم آن چه یزدان پر مهر بی بهانه نعمتمان داد
و سر انجام سین هفتم را به امید سوری گذارم که هدیه بازگشتن زندگی و سلامتی برای دنیا باشد به امید آن روز نوروزتان پیروز

تورج عاطف-وبسایت فوتبالکده