جوک و لطیفه داغ و به روز ۹
جوک و لطیفه داغ و به روز ۹

برای شما همراهان گرامی فوتبالکده، جوک و لطیفه های روز را آماده کرده ایم تا بتوانیم لبخند را به لبان شما بیاوریم:     دختره ﺩﺍﺷﺖ ﺩﻭﻍ ﻭ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﻭ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎ ﭼﯿﻪ؟ ﮔﻔﺖ ﺩﻭﻍ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﺎﺭﻩ . . . ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻣﺨﻠﻮﻃﺶ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ […]

برای شما همراهان گرامی فوتبالکده، جوک و لطیفه های روز را آماده کرده ایم تا بتوانیم لبخند را به لبان شما بیاوریم:

 

 

دختره ﺩﺍﺷﺖ ﺩﻭﻍ ﻭ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﻭ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﻣﯿﮑﺮﺩ

ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎ ﭼﯿﻪ؟

ﮔﻔﺖ ﺩﻭﻍ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﺎﺭﻩ

.

.

.

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻣﺨﻠﻮﻃﺶ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﻪ؟


یه عدد بین ۱۰ تا ۲۰ انتخاب کن

اون عدد رو با ۳۲ جمع کن

حاصل رو ضرب در ۲ کن

حاصل رو منهای ۱ کن

حالا چشماتو ۵ ثانیه ببند.

.

.

.

همه جا تاریک شد. درسته؟

اینو خودم درس کردم

ما اینیم دیگه!

 


 

امروز ۵۰ متر دنبال تاکسی دویدم.بعد راننده نگه داشت.

گفت میخوای سوار بشی ؟؟

.

.

.

گفتم نه داداش فقط میخواستم بگم که سفر خوشی رو برات آرزو کنم


جوک و لطیفه

کاشکی مثل این فیلما یه دختر پولدار عاشقم بشه

.

.

.

.

بعد باباش بیاد بگه ۲۰۰ میلیون بهت میدم از زندگی دخترم برو بیرون

منم با قلبی شکسته قبول کنم


 

عاغاااا

یه رفیق دارم خونشون روبروی تالاره

هر شب میره وسط مجلس میرقصه

خونواده داماد فکر میکنن فامیل عروسه

خونواده عروس فکر میکنن فامیل داماده

.

.

.

دو تا پنجاهی شاباش میگیره

شامشم میخوره میاد خونه

آماده میشه برا شب بعد

ماهی ۳ ملیون درامد

هی بگید کار نیست


 

یه سلامی هم بکنیم به پول

.

.

سلام چرکو

مارو نمیبینی خوشحالی؟؟؟

خاک تو سرت


زن از شوهرش میپرسه:

از چیه من خوشت میاد، صورت زیبا یا هیکل متناسبم؟

.

.

.

شوهره یه نکاهی به سرتا پاش میکنه و میگه:

از اعتماد به نفست


یه زن همیشه می بخشه و فراموش میکنه!

ولی …

.

.

.

هیچ وقت نمیزاره تو فراموش کنی که بخشیده و فراموش کرده ..!

درود بر بانوان غیورِ پدر در آرِ سرزمینم


اﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻌﻠﻤﻤﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﯾﻪ ﻣﻮﺭﺩﯼ ﺭﻭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ :

ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﮕﻪ ﭼﺮﺍ؟؟

ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ :ﻣﺎ ﺑﮕﯿﻢ …!!!

ﮔﻔﺖ :ﺑﮕﻮ ﻋﺰﯾﺰﻡ …

.

.

.

.

ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ :ﭼﺮﺭﺭﺭﺭﺭﺍ؟

ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺘﮑﻢ ﺯﺩ هنوزم نمیدونم چرا؟

 


 

پیر زنی رفت داروخانه تا برای درد مفاصلش دارو بخره. . .

.

.

صندوق دار داروخانه بهش گفت:

خوشکل خانم امر بفرمایید…

پیزنه فوری کمرشو راست کرد گفت:

رژ لب میخواستم عزیزم….

این است قدرت کلمات

 


ﺷﺎﻡ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ، ﺍﻭﻥ

ﭘﺎﺭﭺ ﺁﺏ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﯼ؟

.

.

ﺯﺩ ﭘﺲ ﮐﻠﻪ ﺍﻡ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ ﺑﺮﻩ ﺗﻮ ﺑﺸﻘﺎﺏ !!

ﻣﯿﮕﻢ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ؟

ﻣﯿﮕﻪ:ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮِ ﺧﺮﺕ ﮐﻨﻦ !

ﺁﺏ ﮐﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻧﻢ ﻫﺴﺖ … ﺟﻮﺟﻪ ﺑﺨﻮﺭ بدبخت!!!!

 


به بابام میگم ۲۷سالم شده نمیخوای برام استین بالا بزنی

.

.

.

میگه:والا اگه کسی راضی بشه با تو ازدواج کنه استین که سهله با شورت میرم خواستگاری برات…!

یعنی اینقد تو خونواده منو قبول دارن