به مناسبت سال روز تولد جهان پهلوان تختی
به مناسبت سال روز تولد جهان پهلوان تختی
من فرزند درد و رنج بودم و با این درد خو گرفتم. من همیشه مردمی را که مرا دوست می داشتند دوست داشتم و امروز به دوستی با آنها افتخار می کنم.

نجوای شاهکار مثلث طلائی شهریار قنبری و اسماعیل منفرد زاده و فرهاد مهرداد در جمعه و مرد تنها فیلم رضا موتوری ساخته مسعود کیمیائی با هنرمندی بزرگ مرد سینمای بهروز وثوقی مرور می کنم که در سال ۱۳۴۹ اکران شد:

با صدای بی‌صدا
مث یه کوه بلند
مث یه خواب کوتاه
یه مرد بود یه مرد
با دست‌های فقیر
با چشم‌های محروم
با پاهای خسته

مرد تنهای قصه نامش “رضا” بود . مردی که خواست از تنهائی ها در بیاید تا بلکه کسی بشنود که:
صدا، صدا
صدای پا، صدای پا…
سی و نه سال گذشت تا باردیگر در نوروز ۱۳۹۸ به تماشای اکران فیلم دیگری با یک رضای دیگر و تنهائی هایش بروم و بشنوم :
یه مرد بود یه مرد
شب، با تابوت سیاه
نشست توی چشم‌هاش
خاموش شد ستاره
افتاد روی خاک
سایه‌اش هم نمی موند
هرگز پشت سرش
غمگین بود و خسته
تنهای تنها..
حالا منفر زاده مرد تنها در سوئد و شهیار قنبری هم یک مرد تنها در کالیفرنیا است و فرهاد مهرداد در تنهائی پاریس یادبودی دارد و بهروز وثوقی نازنین هم چشم به اندکی تفکر و تحمل و شاید یافتن پاسخ به سوالی که چرا این همه سال اسیر هجرت و تنهائی نصیبش شده است؟

پس از ۳۹ سال بار دیگر رضای دیگر با طنین مرد تنهای یادگار رضا موتوری به نمایش در آمد. یک رضا که بر خلاف رضا موتوری فیلم مسعود کیمیائی نه شبیه خودش داشت و نه ناشناخته بود. این رضا کسی نبود جز جهان پهلوان غلامرضا تختی کسی که چه در زندگی و چه پس از آن یک مرد تنها بود با این که قهرمان جهان و قهرمان المپیک و پهلوان مردمی بود که ذهن و روح و جان برای شادی آنها داد اما می گفت:

“من هرگز پسر خوبی نبودم. نه برای مردم و نه برای خانواده ام”

او پسر خوبی نبود؟ او که این گونه فکر می کرد:

من فرزند درد و رنج بودم و با این درد خو گرفتم. من همیشه مردمی را که مرا دوست می داشتند دوست داشتم و امروز به دوستی با آنها افتخار می کنم.

اما در همین زمان یک حرف، یک کنایه در لفافه گفته می شد، ولی مرا شکنجه نمی داد. چون راه خود را روشن می دیدم و می شنیدم :

رضا؛ تو کاری به این حرفها نداشته باش. راه خود را بگیر و برو. آینده مال توست.

درد جهان پهلوان این بود که راه خودش را نگرفت که برود او بر خلاف آن کشتی معروفش با مدوید که پای مصدوم او را نگرفت در زندگیش همواره دست مظلوم را گرفت و شاید به همین دلیل این همه رنج کشید و حرف شنید حتی پنجاه سال بعد از مرگش و …

بگذریم تولدت مبارک جهان پهلوان.

تورج عاطف-وبسایت فوتبالکده