پنجره ای به سوی روزهای خوش فوتبال ایران
پنجره ای به سوی روزهای خوش فوتبال ایران
این روزها فوتبال ایران تاریکی فراوان دارد و چون اتاقی است که پنجره ای ندارد که رو به سوی روشنائی باشد. فوتبال سراسر از نابخردی ها و ناروا گفتارها و زشت کرداری ها شده است.

این روزها فوتبال ایران تاریکی فراوان دارد و چون اتاقی است که پنجره ای ندارد که رو به سوی روشنائی باشد. فوتبال سراسر از نابخردی ها و ناروا گفتارها و زشت کرداری ها شده است. به بازیکنان می نگریم که هیچ هنری جز بهانه گیری و ضعف مفرط در تکنیک های ابتدائی فوتبال و کمبود شخصیت و فرافکنی بی شمار ندارند و با این همه میلیاردها به پایان آنها ریخته می شوند مقایسه این بازیکنان با ستارگانی پهنه تاریخ فوتبالمان رنج بی کران دارد.

مربیان هم شباهتی به قدیمی هائی چون عالیجنابان حبیبی ها و رضوی ها و طالبی ها و پور حیدری ها و شاهرخی ها و فکری ها و رنجبر ها و سالیا ها و ابوطالب ها و مهاجرانی ها و شرفی ها و بهمن صالح نیا ها و روئین دل ها و رجب فرامرزی ها و … و در نوع خارجی ها راجرزها و رایکف ها و … ندارند که اکثر آنها به هیچ عنوان در قامت یک بزرگتر و استاد و رهبر نبوده و نمایش تیمهایشان نا امید کننده و الفاظی که به کار می برند عاری از ادب و انسانیت و با شاگردانشان در یک نقطه مشارکت دارند ” بهانه گیری “!

در رسانه ها هم دیگر بزرگانی چون اسداللهی و تمرز و لطیف و زاهدی و بهمنش ها .. نیستند و بی نزاکتی و بی دانشی و نمایشگر زشتی ها وبی خردی بودن بعنوان اصل حضور پذیرفته شده است و برای خوشایند شدن حاضر هستند که ثبت رکوردها جعلی هم بکنند.بر روی سکوها همه سه گانه نابخردی و ناروا کرداری و گفتاری بیداد می کندو فرقی ندارد که به خانواده یک مربی وبازیکن بدترین درشتی ها را بکنند ویا نمایش بی هویتی و وطن فروشی دهند و نامش را عشق به تیمشان بگذارند که حتی قادر نیستند ۹۰ دقیقه از آن حمایت کنند و وقتی که عقب می افتد چون ملیت و وطن به آسانی رهایش می کنند و…

اما در میان این همه تاریکی برایم پنجره ای گشوده شد. عصر پاییزی و در ورزشگاه پیر شهر و درچند متری زمین پر خاطره شماره یک امجدیه در مهمانی عشق و احترام و افتخار حضور داشتم که بزرگان و برگزار کنندگان جام زنده یاد یونس شکوری به میزبانی بزرگمرد فوتبال ایران زمین عباس رضوی رفتند مردی که هنوز چون روزگار سر مربیگری در برق شیراز و ابومسلم و استقلال و تیمهای ملی نوجوانان و جوانان ایران گوهر شناس است و قدر گوهر را می دانند ولی فوتبال ما در حسرت او و در میدان یکه تازی دلالها است و این باور کردنی است زیرا کافی است بنگریم به جای هوشنگ دیده بان ها و کامبیز آتابای ها چه کسانی نشسته اند اما فدراسیون فوتبال سوئد کشوری که میزبان جام جهانی و یک بار فینالیست و یک بار به مقام سوم این جام رسیده است از او بعنوان مشاور استفاده می کند تا توماس برولین ها و هنریک لارسن ها و زلاتان ابراهیموویچ ها و… آینده را بیابند و ما همچنان دل چون پل الوار به پنجره ای می بندیم که شاید روزی باز شود و روشنائی های دانش و خرد و ادب را به فوتبالمان بازگرداند برای عالیجنابان عباس آقا رضوی و غلامحسین خان نوریان و نادر لطیفی و حسن آقا حبیبی (که در بستر بیماری) هستند و حشمت خان مهاجرانی و همه بزرگان فوتبال این مرز پر گوهر آرزوی سلامتی داریم.

شب همیشه به تمامی شب نیست
چرا که من می‌گویم
چرا که من می‌دانم
که همیشه در اوج غم
یک پنجره باز است
پنجره‌ای روشن
و همیشه هست
” پل الوار “

تورج عاطف-وبسایت فوتبالکده