از دست برانکو برای تیم ملی، چه کاری ساخته است؟
از دست برانکو برای تیم ملی، چه کاری ساخته است؟
برانکو می آید که کسوفی برای آفتاب حقیقت باشد. مردی که نه چیز تازه برای فوتبال ما دارد و نه چاره فوتبال ورشکسته و نابخرد مدیریت گوبلزی ایران خواهد بود.

روزی که طوطیان شکر افشان وزارت ورزش پس از حذف تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا خبر از طلوع دیگری می دادند برای بسیاری از ما معلوم بود که این طلوع هم چون بسیاری از وعده های دیگری بود که کلیدش را نشان دادند اما هیچگاه کلید زده نشد! آشکار بود با این جماعت تنها باید تاکتیک ” دروغ بزرگ ” گوبلز وزیر دولت نازی ها را شاهد باشیم یعنی:

۱/هیچ‌وقت خطا و تقصیری را نپذیرید.
۲/مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می‌کنند.
۳/اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.

اما حتی اگر دروغ بزرگ آقایان را هم باور می کردیم به واقع مشخص بود آمدن زیدان و مورینیو هم دردی برای ما دوا نخواهد کرد. مورینیو و زیدان می توانستند با این همه نابخردی و فساد و … کار کنند؟ بی گمان سرنوشت آنها چون ویلموتسی می شد که بهار خیلی زود به خزان شده را تجربه کرد و حالا صحبت از برانکو ایوانکوویچ است.

مردی که یک بار قبل از بازیهای آسیائی ۲۰۰۲ طلوع کرد و تیم ما را به مدال طلای آن بازیهای رساند. بار دوم طلوع دیگری کرد و تیم ملی ما را به جام جهانی ۲۰۰۶ رساند و در طلوع سوم به پرسپولیس آمد و با این تیم به افتخارات بی شماری رسید و حالا به نظر می رسد تبدیل شده است به طلوعی برای آقایانی که از شاگردان بسیار با استعداد گوبلز هستند!

مدتها است که می گویم فوتبال چون سینما و… دلش برای مردم نمی سوزد بلکه عامل کلاه گشادی است که بر سر مردم می گذارند. مردمی که امروز عاشق بیانه آبان ۹۸ هستند همان هایی هستند که به تماشای فیلم ها و کنسرت ها و سریال های امضا نکنندگان این بیانه می روند. مردم ما همان هایی هستند که سر و دست می شکستند تا با دیدن سریال ” هیولا ” به بدبختی خود بخندند تا بگویند آماده هستند تا بلای دیگر بر سرشان آید تا بازلودگی کنند و وقتی آن بلا به سرشان آمد اشک بود و آه بی کران در ازای آن سرخوشی ها …

برانکو می آید که کسوفی برای آفتاب حقیقت باشد. مردی که نه چیز تازه برای فوتبال ما دارد و نه چاره فوتبال ورشکسته و نابخرد مدیریت گوبلزی ایران خواهد بود. اوکراین با شوچنکو و ولز با گیگزو اسپانیا با مورنو به دنبال خون تازه ای رفتند و فوتبال ما هنوز غرق در گذشته و عوام فریبی است که همه می دانیم ریشه آن سرگرم کردن خلق خدا است.

به قول بهرام بیضائی عزیز:

آری همیشه داسی هست
که بدان ریشه شما برکنند
و ریشه ما را با دلمشغولی و لمپنزیم و عوام زدگی آسان می کنند و ما غرق هیچستانیم افسوس…

تورج عاطف-وبسایت فوتبالکده